السيد محمد حسين الطهراني
232
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ . « 1 » ( خداوند آب را از آسمان فروفرستاد ؛ آب روان شد ، و هر وادى را به مقدار وسعت خود فرا گرفت . از جريان آب بر روى سيل ، كفى بالا آمد . و از آنچه شما در آتش نهاده و براى تهيهء زينت و يا متاعى ديگر در آن بوته مىدميد ، همچنين كفى همانند كف بر روى آب ، پديدار مىشود . اينست طريقه و كيفيّت زدن و آميختن خداوند حقّ را به باطل . پس أمّا آن كف بواسطهء حركت سيل به كنارى پرتاب مىشود . و أمّا آنچه براى مردم مفيد و نافع است در روى زمين ؛ پس از نشستن سيل باقى مىماند . خداوند اينطور مثالهاى خود را مىزند . ) خداوند عزّ و جلّ در اين آيه بيان مىكند كه : ظرفيّت و گنجايش دلها و انديشهها و إدراكات در تلقّى معارف ، و كمالات ، متفاوت است ؛ در عين آنكه همگى آنها متّكى و منتهى به روزى آسمانى واحد هستند . و بالجمله اين خصوصيّت ، يكى ديگر از مشخصات و صفات صراط مستقيم است . و اينك چنانچه تا به حال در آنچه در مشخّصات و صفات صراط مستقيم بيان شده است ، تأمّل و تدبّر كنى ، اينطور خواهى يافت كه : صراط مستقيم بر جميع طرقى كه به سوى خدا هدايت مىكند و بر همگى راههائى كه به سوى اوست ، سيطره و هيمنه دارد . يعنى سبيل به سوى خدا ، راه موصل به سوى اوست به مقدارى را كه از صراط مستقيم متضمّن است در حقيقت و واقع أمر ؛ با اينكه صراط مستقيم خودش بدون قيد و شرطى موصل به سوى اوست . و از همين جهت است كه : خداوند آن را صراط مستقيم ناميده است . چون
--> ( 1 ) آيهء 17 ، از سورهء 13 : رعد .